تبليغاتX
عصر پنج شنبه - خوانش متن، منبع لايزال لذت است

خوانش متن، منبع لايزال لذت است

خوانش متن، منبع لايزال لذت است

نشستي با عنوان از متن تا اثر توسط علي اصغر قره باغي، مولف كتاب تبارشناسي پست مدرنيسم و با حضور محمد بهارلو عصر روز يكشنبه هشتم مردادماه در تالار بتهوون خانه‌ي هنرمندان ‌ايران برگزار شد.

نشست «از متن تا اثر» توسط علي اصغر قره باغي برگزار شد

به گزارش سايت خبري خانه‌ي هنرمندان ‌ايران، علي اصغر قره باغي در سخناني با موضوع از متن تا اثر به تاريخ پيدايش‌اين بحث در ادبيات مدرن اشاره كرد و گفت: تا چند دهه پيش يعني تا دهه 1970 و به طور دقيق از سال 1971 كه رولان بارت مقاله مشهور خود را نوشت از ‌اين حساسيت مدرني كه درباره تفاوت و تمايز متن و اثر وجود دارد خبر چنداني نبود. آنچه مسلم است ‌اين است كه در نقد ادبي امروز، متن به جاي اثر نشسته است و اگر اثري هست فقط در پاره‌اي از موارد اشاره به كميت‌ها بوده است.
وي افزود: تا قبل از دهه هفتاد، منتقدين فكر مي‌كردند آنچه را كه به دايره بحث ادبي مي‌كشانند اثر ادبي است و همه آن را نوعي توليد فرهنگي مي‌دانستند كه مولف آن را با يك محتواي مشخص در اختيار خواننده قرار مي‌دهد. ولي بعد از دهه هفتاد به ‌اين نتيجه رسيدند كه آنچه اهميت دارد اثر ادبي نيست بلكه متن است. آن هم يك متن غيرفردي و كلي‌. آنها در واقع متن را بخشي از يك فعاليت فرهنگي و انساني كلي مي‌دانستند كه به آن نويسندگي مي‌گويند. بعد‌اين مساله تغيير يافت و اثر جاي خود را به متن داد و امروز كار به جايي رسيده كه صحبت از مرگ مولف مي‌شود.

مولف كتاب تبارشناسي پست مدرنيسم خاطرنشان ساخت: متن درتقابل با اثر معاني خاص خود را مي‌يابد. يكي از خاصيت‌هايي كه متن پيدا كرده ‌اين است كه حصارهاي خود را شكسته و به حوزه‌هاي ديگري همچون هنر نفوذ كرده است. به طوري كه در هنرهاي تجسمي، عكاسي و حتي در موسيقي نيز صحبت از متن مي‌شود.

قره باغي در ادامه تاكيد كرد: به هر حال از دهه 1970 به بعد مساله متن شروع شد وتسري يافت. ژاك دريدار در استدلالي در‌اين زمينه كه اعتباري جهاني يافته، مي‌گويد چيزي بيرون از متن وجود ندارد. او منكر جهان واقعي و بيروني نيست ولي در ضمن مي‌خواهد بگويد هيچ تفكر، تصور و تجربه‌اي نمي‌تواند در جهان وجود داشته باشد كه زير سيطره متن و زبان نباشد.
وي در ادامه به تفاوت ميان متن و اثر در نظريات رولان بارت اشاره كرد وگفت: از نظر بارت متن فقط در مورد مقايسه متوني كه چندين نسخه از آن وجود دارد براي پيدا كردن صحبت و اعتبار به آن مراجعه مي‌شود. قبل از بارت تصور بر‌ اين بود كه متن درونه و محتواي مشخص و معيني دارد كه داراي آغاز و پاياني است و مهم تر از همه در ارتباط با مولف است. تا آن زمان متن معناي معيني داشت و در ادبيات به مقايسه متون محدود مي‌شد.

وي در ادامه اظهار داشت: بارت متن را در تقابل با اثر يك مفهوم باز توصيف مي‌كند. فعاليتي كه هم مي‌تواندتوليدكننده معنا باشد و هم واژگون كننده آن. او متن را يك مفهوم باز مي‌داند مفهومي كه مي‌تواند شكسته شود، جابجا شود و تعابير مختلفي بيابد. اين اولين تفاوتي است كه رولان بارت بين متن واثر قائل شده است.

بارت در مقاله‌اي به نام تئوري متن، به شكلي فهم پذيرتر نظريه خود را بيان كرده است. او در آنجا اثر را چيزي معرفي مي‌كند كه در دست جا مي‌گيرد ولي متن در زبان جا دارد. اثر جاي مشخصي را در كتابخانه يا پشت ويترين كتابفروشي اشغال مي‌كند اما متن دانش كلي و شبكه مندي است كه درجهان وجود دارد.

قره باغي در ادامه متن ادبي را يك گستره بيكران دانست وگفت: متون ادبي با هر شكلي از خوانش مي‌توانند تغيير يابند. يك متن مي‌تواند ابزار دستيابي به چندين معنا ونگرش باشد. در حاليكه اثر هميشه در قيد و بند نسبت فرزندوار است. در واقع اثر فرزند يك مولف است. ولي متن بدون وابستگي فرزندوار نسبت به پدر يك زندگي آزاد دارد و مي‌تواند به راحتي گسترش يابد.
از نظر رولان بارت، اثر رشد ارگانيزمي‌و‌اندام وار دارد كه در قالب مشخصي رشد مي‌كند اما متن يك نوع توليد يافتن مستقل از مولف است. به عقيده وي، مولف مي‌تواند به متن بازگردد اما به عنوان مهمان نه صاحبخانه.

قره باغي همچنين گفت: رولان بارت متون را به دو دسته تقسيم مي‌كند، يك دسته متون قابل خواندن( خوانش پذير) و يك سري متون غير قابل خواندن( خوانش ناپذير). متون خوانش پذير مثل تمام متون ادبيات سنتي، رمان‌ها و تمام كتاب‌هاي ديگري است كه به عنوان اثر خوانده مي‌شود. از متون خوانش ناپذير مي‌توان به نوشته‌هاي جويس اشاره كرد.‌اين متون تمام معيارها و هنجارهاي خواننده را واژگون مي‌كند وبه او شوك وارد مي‌كند كه مي‌تواند منبع لايزال لذت باشد. توپ مرواريد صادق هدايت نيز از‌اين گونه متون است.‌اين متن فقط در زبان جاري مي‌شود و نمي‌توان براي آن اسم مشخصي يافت.

قره باغي تاكيد كرد: به عقيده رولان بارت متن به طور متداوم و مستقل از هر گونه ارتباط با مولف به توليد معنا مي‌پردازد. متن از سوي خواننده توليد مي‌شود نه از سوي مولف. خوانش متن منبع لايزال لذت بردن است. لذت بردن از متن چيزي است كه در اختيار خواننده است و ديگر در اختيار مولف نيست. در خصوص خوانش و قرائت نيز نبايد هيچ تفاوتي ميان خوانش تفنني و خوانش جدي قائل شد. تمامي‌اين تفكرات و بحث‌ها زمينه چينه‌اي بوده است براي به صدا درآوردن ناقوس مرگ مولف.

اندیشه نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386 توسط

 لينك مطلب      


Ads