مرگ مولف
چه اهميتى دارد كه چه كسى حرف مى زند
مارى كلاجز
ترجمه: اميرهوشنگ افتخارى راد
ميشل فوكو نه يك فرويديست، ماركسيست، ساخت گرا، پديدارشناس است و نه جامعه شناس يا تاريخ گرا به حساب مى آيد بلكه فعاليت و كار او عقايد و نظريات و روش هايش را در تمام اين حوزه ها يا رشته هاى تخصصى دربرمى گيرد. فوكو همچون دريدا و فرويد بنيانگذار مكتب فكرى خودش است. او يك متفكر پساساخت گرا است كه با تمام نظرياتى كه تا به حال خوانده ايم نزديكى دارد اما آنقدر متفاوت از آنها است كه بايد او را در مقوله خاص خودش بگنجانيم. فوكو مقاله «مولف چيست؟» را با بحث انتقادى در يكى از كتاب هاى خود به نام «نظم چيزها» شروع مى كند. او در اين كتاب باب پژوهشى را در زمينه شرايط احتمالى باز كرد كه تحت آن بشر به عنوان سوژه شناساى دانش در رشته اى معين مطرح مى شود. (آنچه كه ما «علوم انسانى» يا «علوم اجتماعى» مى ناميم.) كار فوكو كشف و شرح قواعد و قوانين صورت بندى شده نظام فكرى در علوم انسانى بود كه ......
ادامه مطلب


